تبليغاتX
::::مولای سکوت:::جانم فدای امام نقی علیه السلام :::::...

حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مى‏بيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس ميكند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى ميكند. اين، خصوصيتِ عقيده‏ى ما شيعيان است.

 

 

 

صدای ساقی
.............

 

:::: شرمگین مهربانی ::::

السلام علیک یابن فاطمه

حالتان خوب است مهربان غریبه؟

آقا جان چقدر تلخ است فاصله از شما، آن هم فاصله ای که با گناه رقم خورده باشد. آنقدر شرمنده ام که چشمانم در دیدن و دست هایم در نگاشتن این نامه یاری نمی رساند.

تنها یک جمله...

با تمام مهربانی هایت بد کردن هایم را ببخش...

و بیا...


::: :::

...............................................................

 

 

:::: التماس استجابت ::::

حبیب مهربانم سلام

آقا جان شب میلاد مادر عزیز تر از جانت...

و آیا در این لحظات آمدنت عیدی ما می شود؟

ای کاش شاید های مان حتما شود در این خواستن...

.

.

.

عزیز دلم چند زمانی است چشمهایم بارانی است...

سنیه ام سنگین از بغض های باران نشده ی روزگار...

و خواسته هایم شرمگین در برابر نگاه مهربان شما...

دلم برای روزهای آشنایمان سخت تنگ است...

چرا این فاصله رقم خورد؟

اصلا، آیا درست می بینم؟

غریبه و شما و فاصله؟!!

وای خدای من...

خود خوب می دانید، زندگی ام بی رونق است اگر شما نباشید و آروزهایم بیهوده در این سکوت...

فقط یک خواسته، یک جمله، یک استجابت در این شب عید...

یاری رسان که تنهایت مگذاریم...


::: :::

...............................................................

 

 

:::: فاصله ::::

سلام حبیبم

حالتان خوب است آقا جان؟

اکنون با خودم فکر می کنم که چه چیز را فاصله می نامند؟ این روزگار چیست بر غریبه می گذرد؟ نکند فاصله باشد؟ فاصله ی میان خواستن شما و بودن غریبه؟

مهربانم در این روزها، در این لحظات امضای خواستن غریبه را بر کارنامه ی بودنش بنگار که دنیا بدون خواستن شما برایم نماندنی است.


::: :::

...............................................................

 

 

:::: داغ مادر ::::

غروب جمعه و قلم بر دست...

سخت است نگاشتن برای مولای عزا دار...

همه واژه های انتظار آمدنت را می نگارند و غریبه...

عزیز دلم داغ مادر دردی است التیام نیافتنی...

و شنیدن ناله های پدر باری است بس سنگین بر شانه های فرزند...

ای کاش به اندازه ای هرچند کم توان التیام ...


::: :::

...............................................................

 

 

:::: فاصله ::::

امام...

غریبه...

فاصله...

آقا جانم جایی نوشته بود...

"من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم"


::: :::

...............................................................

 

 

:::: می شنوم آقا جان ::::

سلام...

سلام عزیز دلم...

ننوشتن برایت دل تنگترم می کند...

حتی اگر به تو نزدیک باشم...

دل تنگ شنیدن حتی سکوت تو...

می شنوم آقا جان...

سخن بگو...

با سکوتت سخن بگو...


::: :::

...............................................................

 

 

:::: بهار آمدنت ::::

سلام بهار زندگی ام

آقا جان سال تمام شد و اکنون و این لحظات آخرین غروب جمعه این سال را دقیقه شماری می کند. زمین چهره ی شکسته از رخ می گیرد و زمان لباس تولدی دوباره بر تن می کند.

آقا جان یک التماس، فقط چند کلمه...

بیا و این بهار را برایمان همیشگی کن، بیا و با آمدنت چهره شکسته از رخ های ما بگیر...


::: :::

...............................................................

 

 

:::: صلوات ::::

"اللهم صل علی محمد و ال محمد"

"خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد"

زبانمان قاصر است از آنگونه که شایسته است در دورد فرستادن بر پیامبر رحمت و آل طاهرش، اما مولا جان با همین ناتوانی و با همین قصور برای شکر گذاری مهربانی های شما با ذکر پیامبر آنچه در توان داریم را بر زبان جاری می کنیم در ذکر صلوات و استجابت دعایمان را در آدمنت با مُهر صلوات به امضای خدا می رسانیم.


::: :::

...............................................................