|
|
صدای ساقی |
:::: استغفرک استغفار ... :::: |
|
استغفرک اسغفار حیاء استففرک اسغفار رجاء استغفرک استغفار انابه استغفرک ... استغفار می کنم از آنچه ناخواسته انجام داده ام. استغفار می کنم از آنچه که از تو دورم می کند. استغفار می کنم از آنچه که ندانستم گناه است و گناه بود. اسغفار می کنم از ...
و طلب معرفت دارم. معرفت ظهور. معرفت دیدار. معرفت پرواز. معرفت...
و خسته ام از اصرار های رسوا کننده، اصرار برای گفتن حرفهایی که نا گفتنی است. خسته ام از جسمی که بی پروا سخن می گوید و تلخ. خسته ام از تاخیر. خسته ام از ... و جز شانه های مهربان تو پنهاهی نمی یابم. پنهاهم می دهی؟ . . . آقا جان غریبه ای سلام رساند، غریبه ای که برای شما آشناست ولی برای عزیز ترینش... مهربان غریبه ها برایش دعا کن. |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: هراس :::: |
|
آقا جان غریبه سلام برای یک جمله آمدم و بس. مهربانم هراس بی شما بودن بیچاره ام کرده. تنهایم که نمی گذاری؟ |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: عید و عیدی :::: |
|
آنقدر ندارم که خریدار تو باشم بهتر که گرفتار گرفتار تو باشم معراج من این بس که چو خار سر دیوار از دور تماشاگر گلذار تو باشم گر خلوت وصل تو برآزنده من نیست بگذار که در سایه دیوار تو باشم
بدون مقدمه می نویسم. مهربان قلبها عید است وعیدی نگرفتن از بزرگ نشانه ی کوچکیست. و دوست ندارم کوچک بودن را. آقاجان ظهور نزدیک است. و بزرگی می خواهم برای ظهور، بزرگی نه به مقام، بزرگی عزت و آبرو در نزد شما، بزرگی محبت، محبتی که جز شما و برای شما نباشد، حتی محبت دنیایی. و شما را می خواهم نه برای خستگی و تنهایی هایم، برای خوب بودن و خوب تر شدن، می خواهم برای، برای شما شدن، رنگ شما بودن و عطر شما دادن. و عشق می خواهم، عشقی که بی قرار شوم از فراق معشوق، عشقی که در هجران بسوزاندم تا وصال، عشقی که خاک در برابرش زمین گیر شود. و ... آقاجان خود می دانی که قلم ناتوان است از نوشتن خواستن هایم و ذهن کوچک است از دیدن بزرگیها. پس مهربانی کن و نشانم بده و روزیم کن فاطمی بودن را. |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: آشنای غریب :::: |
|
مهربانم سلام آقا جان دوباره جمعه و غروب، غریب، غریبه غریبه ای که هر روز غریب تر از قبل به تو می اندیشد و به با تو بودن. مهربان، دل تنگی هایم تمام ناشدنیست. و قلمم چندیست گم شده و واژه هایم در غربت تو را تمنا می کنند و اشک هایم سکوت اختیار کرده اند. ای کاش می آمدی. ای کاش... ای آشنای شهر، نکند هنوز هم تو غریب تر از غریبه ای؟ آقا جان، دل، تنگ است و از خود خسته. و امیدهایش در تلاش برای رنگ خاک نبودن. تو خواهی آمد و همه ِی شهر آشنایی می دهند برای با تو بودن. نکند آن روز هنوز غریبه باشم برایت. غریبه ای که هر جمعه نامه ای نگاشت به امید به دست تو رسیدن دل تنگی هایش. غریبه ای که اشک را در تو تعبیر کرد. غریبه ای که خواستیش نه برای غریب بودن. غریبه ای که خوب می داند قلم گمشده اش را در بین نامه های دل تنگی تو خواهد یافت. غریبه ای که من هایش به بهانه ی با تو بودن در نام تو به نیستی کشیده شده اند. غریبه ای که ... ای آشنای در غربت مانده این غریبه، غریبه ات در این غروب شاهدی می خواهد که ایمان آورد به آشنای تو بودنش. فقط آشنای تو. همین |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: کرامت :::: |
|
مولا جان سلام امشب آمده ام برای عیدی گرفتن آخر دهه ی کرامت است. کرامت و کریم و عیدی ندادن!!! عجیب نیست؟ و چیزی نمی خواهم جز کبوتر بام خانه ی شما بودن. کبوتری که حتی فاصله هم از شما جدایش نکند. حتی درد... |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: شرمنده :::: |
|
مولای مهربانی ها سلام امروز جز شرمندگی چیزی ندارم . و شرمنده از نوشتن عاجز است. و محتاج بخشش. همین. |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: اصول عشق بازی :::: |
|
ای تنها بهانه ی تپیدن قلبم سلام آقای دلم دوباره غروب جمعه شد و افکاربه جا مانده از زخم های هفته منتظربر صفحه جاری شدن. مولای من راستش چند روزیست به این فکر می کنم که خوش به حال عاشقی که معشوق به او درس عشق می آموزد حتی از پشت درب بسته. و دعا می کنم که خدا کند آن روز بیاید که شما مرا برای عاشق بودن برگزینید و در کلاس عشق شما عاشقی بیاموزم و اصول عشق بازی. آقای من غروب جمعه است و دلی که برای شما تنگ نشود بیچاره ی بیچاره. باور کنید دلم تنگ است و گرفته و اشک مجالی می خواهد برای رهایی از بند خاک. . . . ای معشوق این غریبه یاری کن.
از پشت نقابمان عیان کن ما را آیینه عبرت جهان کن ما را اینجا همه ادعای یاری داریم یک جمعه بیا و امتحان کن ما را |
| ::: ::: |
...............................................................
:::: مودت :::: |
|
آقا جان این غریبه سلام امروز می خواهم از مودت بنویسم، مودت بین این غریبه و مهدی فاطمه (سلام الله علیها). می خواهم بدانم چگونه این مودت را ایجاد کنم؟ ماندگاریش را با چه زبانی طلب کنم؟ روحی که میزبان شیطان است به شما خواهد رسید؟ مولای من شما مرا انتخاب کرده اید برای با شما بودن. می دانم که نقص در این محبت از جانب من است. دلیلش ناتوانیم نیست اگر ناتوان بودم که انتخاب نمی شدم. علت ضعف اراده است. دعا کنید. دعا کنید تا این ضعف به قدرت تبدیل شود. دعا کنید تا دیگر نگران مودت بین غریبه و آشنا نباشم. |
| ::: ::: |
...............................................................
|
:::::::::::::::::::::: |
|---|
| یاد ایام آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 :::::::::::::::::::::: |
جمعه ها :::::::::::::::::::::: |
هم نوا :::::::::::::::::::::: غریبستان
|
